نمایش نسخه الكترونيك

Alternate Text
نویسنده:

و هر روز صبح راه خانه طولانی‌تر و طولانی‌تر می‌شود


                                        

معرفی کتاب

این کتاب شامل یک داستان تکان‌دهنده و پر از تصویرپردازی‌های بی‌نظیر و رمانی دیگر از نویسنده‌ی رمان پرفروش مردی به نام اوه است. در قسمتی از داستان می‌خوانیم: «چشمان پیرمرد به‌طور عجیبی خالی است. ناامیدانه به شقیقه‌هایش می‌زند. پسرک دهان باز می‌کند که چیزی بگوید؛ ولی وقتی این صحنه را می‌بیند، جلوی خودش را می‌گیرد. در عوض آرام می‌نشیند و همان کاری را می‌کند که پدربزرگ یادش داده ‌بود اگر گم شد انجام دهد».

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن

                            

معرفی کتاب

این کتاب شامل یک داستان تکان‌دهنده و پر از تصویرپردازی‌های بی‌نظیر و رمانی دیگر از نویسنده‌ی رمان پرفروش مردی به نام اوه است. در قسمتی از داستان می‌خوانیم: «چشمان پیرمرد به‌طور عجیبی خالی است. ناامیدانه به شقیقه‌هایش می‌زند. پسرک دهان باز می‌کند که چیزی بگوید؛ ولی وقتی این صحنه را می‌بیند، جلوی خودش را می‌گیرد. در عوض آرام می‌نشیند و همان کاری را می‌کند که پدربزرگ یادش داده ‌بود اگر گم شد انجام دهد».

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن
مشخصات
فیلترها